باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 3 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

دومین سالگرد اومدنت

بالاخره رسید اون روز 7 آبان حالا دو ساله شدی چه مناسبتهایی داشت این روز تولد کوروش سالگرد ازدواج حضرت علی و فاطمه . دخترم به اندازه دو سال بزرگ شدی خانم شدی (از شب قبل تولدت دستشوییت رو میگی شبا پوشک نمی گیرمت) خلاصه اینکه چیزی نمونده که همدم مامان بشی خیلی دوست داریم خوشحالم که از کیک و کادوهات خیلی خوشت اومد سر فرصت عکسای تولدت رو برات اپلود میکنم .امیدوارم در پناه خدا نمیگم مثل علی و فاطمه ولی میگم یه کوچولو تو راهشون قدم برداری و مثل کوروش باعث فخر کشورت بشی حتی اگه اسمی ازت برده نشه
9 آبان 1390

باران در تکاپوی یادگیری

از چند ماه پیش باران خیلی چیزا یاد گرفته ولی برای اینکه یادم نره باید بنویسم اولین شعری که یاد گرفت لالایی شب بخیر کوچولو رادیو که حدودا 4 ماهی میشه بعدم کتاب حسنی حالا هم شعر یه توپ دارم و کمی گل همه رنگ تو نقاشیم پیشرفت کرده دایره کامل میکشه و خط صاف کوتاه بچه ها بزرگ میشن و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
17 شهريور 1390

موی بالیده و جامه ی شوخگن

چند سال پیش وقتی واسه کنکور درس میخوندم هر جا جمله  یا شعر قشنگی به چشمم میخورد تو یه دفتر یاداشت میکردم و  وقتی خسته میشدم میخوندمشون یه حس خاص داشت اون روزا ، یادش بخیر .  الهی ، اگر فردا گویند چه آوردی ؟ گویم : خداوندا ، از زندان ، موی بالیده و جامه ی شوخگن و عالمی اندوه و خجلت توان آورد . مرا بشوی و خلعت فرست و مپرس                                                 ...
13 خرداد 1390

انتخاب اسم باران

من از مجردی از اسم باران خوشش میومد به بابا گفتم  بابا هم تائید کرد البته یه روز کامل روی چگونگی تلفظش توسط دوستات کار کرد ( مثلا دوست مدرست که به خونه زنگ بزنه چطوری صدات میکنه )و اینکه با فامیلیت که اتفاقا با ب شروع میشه چقدر ریتمش جور در میاد البته پیشنهاد های زیادی داشتیم مثل نفس که عموت پیشنهاد کرد و فاطمه که پدر بزرگ بابا پیشنهاد داده بود خلاصه اسمتو گذاشتیم باران گر چه در سالهای اخیر رشدش خیلی زیاد شده اسمتو میگم عزیزم و ایران در حال حاضر پر از بارانه ولی همیشه زیباست هر وقت که پیش دکتر متخصصت (دکتر شکیبای نازنین ) میریم میگه چه اسم قشنگی بلا استثنا . در هر صورت امیدوارم شما هم وقتی ...
12 خرداد 1390

روز مادر

 دیروز روز مادر بود دومین سالی بود که معنای واقعی روز مادر رو فهمیدم چون خودمم یه مادرم . مادر  چه اسم قشنگی و چه حس حیرت آوری فداکاری محض کاری که مادرای ما واسه ما کردن بی منت اما آیا منم از اون مادراییم که همه چیزمو فدای بچم کنم خدا میدونه ولی کاش باشم و نه تنها بچه ی خودم بلکه برای هر بچه ای که نیاز به مهر مادر داره امیدوارم .  روز مادر بر همه مادرها بخصوص اونها که فداکارترن مبارک 
12 خرداد 1390

دایره لغات باران

بالان :باران گائیش :خرگوش جریان بالان برمیگرده به نوزادی باران که هرچی پدرش گفت اسمشو درست تلفظ کنین بچه یاد بگیره من لوسش کردم گفتم بالان به همین خاطره که هر کاری میکنم بازم به خودش میگه بالان . خرگوشم خرو جدا درست میگه گوشم درست میگه اما وقتی میگم بگو خرگوش میگه گائیش 
12 خرداد 1390